داستان عجیب دیستیلری دیستریکت تورنتو: از مرگ تلخ بنیان‌گذار تا بزرگ‌ترین شراب‌سازی دنیا

محله دیستیلری (Distillery District) تورنتو امروز با خیابان‌های سنگ‌فرش‌شده، ساختمان‌های آجری، کافه‌های زیبا و کریسمس مارکت محبوب شناخته می‌شود. اما این محله قدیمی، گذشته‌ای پر از اتفاقات جالب و حتی تلخ دارد.

داستان از سال ۱۸۳۲ شروع شد، زمانی که جیمز وُرتس و برادر همسرش، ویلیام گودرهام، یک آسیاب بادی حدودا ۲۲ متری برای تولید آرد ساختند.

این آسیاب آن‌قدر بلند بود که کشتی‌ها از آن برای پیدا کردن مسیرشان در لیک آنتاریو استفاده می‌کردند. جالب اینکه دیستیلری آن زمان درست کنار آب قرار داشته و کشتی‌های باربری مستقیم از اسکله بار جابه‌جا می‌کردند، اما با گسترش ساحل و بندر تورنتو، امروز حدود ۵۰۰ متر از دریاچه فاصله گرفته است.

دو سال بعد، اتفاق تلخی افتاد. الیزابت، همسر جیمز وُرتس (که خواهر ویلیام گودرهام بود)، هنگام زایمان درگذشت و جیمز هم دو هفته بعد با انداختن خود در چاه آسیاب به زندگی‌اش پایان داد. بعدها داستان‌هایی درباره حضور روح او در این محله شکل گرفت، البته این روایت‌ها فقط افسانه‌های محلی هستند که دهان به دهان بین مردم بازگو شده‌اند.

پس از مرگ جیمز وُرتس، ویلیام گودرهام اداره آسیاب را به‌تنهایی ادامه داد. سه سال بعد، در سال ۱۸۳۷، برای استفاده از گندم‌های اضافی، تخمیر و تولید مشروب را هم آغاز کرد، تصمیمی که بعدها این مجموعه را به بزرگ‌ترین کارخانه تولید مشروبات الکلی جهان تبدیل کرد.

کارخانه Gooderham & Worts در دهه ۱۸۶۰ به بزرگ‌ترین مجموعه تولید مشروبات الکلی جهان تبدیل شد و در دوران اوج فعالیتش، سالانه بیش از ۹ میلیون لیتر مشروب تولید می‌کرد.

اما با گذشت زمان، فعالیت کارخانه کاهش یافت تا اینکه در سال ۱۹۹۰ برای همیشه تعطیل شد. ساختمان‌های قدیمی آن مدتی به محل فیلم‌برداری آثار معروفی مثل X-Men و Chicago تبدیل شدند.

سرانجام در سال ۲۰۰۳، این مجموعه پس از بازسازی گسترده دوباره بازگشایی و کارخانه متروکه به محله‌ای مخصوص پیاده‌روی، هنر، خرید و تفریح تبدیل شد.

امروزه دیستیلری یکی از محبوب‌ترین جاذبه‌های تورنتو است و هر سال در فصل کریسمس با درخت بزرگ، چراغانی‌ها و غرفه‌ها، هزاران بازدیدکننده را جذب می‌کند.

این‌بار که با تابلوی معروف Gooderham & Worts در کریسمس مارکت امسال برخورد کردید، لحظه‌ای به یاد بنیانگذاران این مکان و داستان آن‌ها مکث کنید. شادی لحظه تحویل سال نو زیر درخت کریسمس و داستان تلخ جیمز ورتس تضاد عجیبی دارد. این‌طور نیست؟